محمد على آزاد كشميرى

407

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

56 ) آقا محمد جعفر بن آقا محمد على بن استاد الكل آقا باقر بهبهانى [ 1178 - 1254 ه ق ] : آقا احمد برادر او در كتاب مرآة الاحوال ذكر شريفش بدين عنوان آورده « 1 » : « عالىجناب مقدس القاب ، زبدة الاطياب و نقاوة الانجاب ، فاضل ربانى و عالم صمدانى ، مقدس بىنظير و زاهد روشن‌ضمير ، عمدة المحققين و قدوة المجتهدين ، العالم المظفر آقا محمد جعفر - دام ظله العالى - فرزند اكبر ارشد والد بزرگوار به حدت فهم و استقامت سليقه و جامعيت فنون علميه ، خصوص اصول و فقه ، موصوف ، و به زهد و تقوا بين الاعلام و الافاضل معروف . طبع شريفش ، نقّاد رايج و كاسد و محك ناقص و كامل ، و دست دريانوالش ، رشك ابر بهار ، و به حال اين فقير و ديگر برادران ، نهايت رئوف و نيكوكار ، و در تواضع و فروتنى ، يگانهء روزگار و پيوسته ملجأ فقرا و ضعفا است . ولادت باسعادتش در بلدهء [ طيبهء كربلاى معلى در ليلة الاربعاء بيست و ششم جمادى الآخر سنهء يك‌هزار و يك‌صد و هفتاد و هشت ( 1178 ) اتفاق ] « 2 » افتاد و با والد مرحوم به ايران رفته مدتى در دارالمؤمنين قم در خدمت بندگان فاضل كامل عامل ، مرجع اكابر و افاضل ، مجتهد الزمان مطاعى ، جناب ميرزا ابو القاسم جاپلاقى - مد ظله - مصنف كتاب [ هاى ] قوانين الاصول ، و غنايم الايام ، و مرشد العلوم و غيرها تلمذ نمود و از بركت تربيت و انفاس آن وحيد دوران از فضلاى عالىشان شد . بعد از آن ، چند مدتى را در خدمت والد بزرگوار به استفاده مشغول گرديد ؛ و برخى از ايام را در مجلس شريف بندگان ، مستغنى الالقاب ، فريد الدهر و وحيد العصر ، جناب مير سيد على طباطبائى - مد ظله - از مستمعان افادات شرعيه مىبود . از افضال جناب بارى و امداد انفاس شريفهء آباء و اجداد و علماى اوتاد ، به درجهء كمال رسيد و صبيهء مرضيهء عالىشان معلى مكان ، ميرزا احمد ، ناظر حاجى على خان مرحوم را در نكاح و حبالهء خود در آوردند و به طواف حرمين شريفين و عتبات عاليات مشرف شدند و در ارض اقدس كربلاى معلى زوجهء مذكوره به رحمت ايزدى پيوست . پس همشيرهء مكرمهء معظمهء عالىجناب معلى القاب ، عالم فاضل خير الحاج آخوند ملا محمد صالح مازندرانى ، نايب الصدر بلدهء كرمانشاهان را نكاح نمود ، و در اين اوقات در آن بلده توقف دارند ، و حكام ذوى الاحترام و اعزه و اعيان و رعايا و برايا رشتهء ارادتش بر گردن و حلقهء ارادتش را در گوش دارند ، و حضرت پادشاه جم‌جاه را با وى رسم مراسلات و نهايت الطاف و مهربانى و اشفاق است . امامت جمعه و جماعت و اجراى حدود و امورات شرعيه به خدمتش مرجوع و به آئين شايسته به انجام مىرسانند ، و بسيار گوشه‌گير و عزلت‌طلب‌اند ، و در مجلس تا به حد ضرورت

--> ( 1 ) - مرآة الاحوال ، ص 122 . ( 2 ) . متن : « در بلدهء طيبهء كاظمين اتفاق افتاد » . از روى متن مرآة الاحوال تصحيح شد .